راستش شنیده بودم به هر چیزی زیاد فکر کنی، خوابش را می بینی. ولی خواب ترور ولیعهد صربستان که باعث شد جنگ بین الملل اول اتفاق بیافتد، از آن خواب هاست که این قضیه را نفی می کند. آن هم سیاه و سفید! چنان گلوله خورد که عین یک کیسه خاک اره پخش شد.
در ادامه دیدم که ایرانی ها می خواهند فیلمی در این باره بسازند. ولی مثل همه کارهای دیگر همه چیز خر تو خر بود. وجالب اینکه این قسمت خوابم رنگی بود.
صبحی به روانشناسم گفتم. یکسری دلایل آورد که به نظر منطقی می آمد ولی من قبول نکردم. قرار شد جلسه بعدی درباره اش با هم بحث کنیم.
رسیدم میدان تجریش، دیدم یکسری آدم ایستاده اند در صف و دارند فرمی را پر می کنند. یادم آمد مادرم امروز صبح گفت می روم تا فرم اطلاعات خانواده را بگیرم. راستش من خیلی این چیزها را درک نمی کنم. ولی بعد از دیدن این صف، این جمله تا چهارراه پارک وی در ذهنم می چرخید "حکومت گدا پرور، مردمان گدامنش". تیتر خوبیست برای بستن یک روزنامه دیگر.
یاد این جک افتادم:
یک روز یک نفر می رود یک عدد طوطی بخرد. طوطی را می خرد و می آورد خانه. طوطی دهانش را که باز می کند، می گوید:
- یکی بیاد ترتیب من رو بده!
طرف شاکی می شود و طوطی را می برد پیش همسایه که کلی طوطی داشته و شنیده بوده که همه طوطی ها ذکر می گویند. خلاصه به همسایه می گوید این طوطی را بیاندازید توی قفس طوطی های خودتان تا ادب یاد بگیرد. طوطی را می اندازند در قفس در حالی که مابقی طوطی ها داشتند تسبیح می انداختند و ذکر می گفتند. طوطی تا وارد می شود می گوید:
- یکی بیاد ترتیب من رو بده!
یکی از طوطی ها که مقامش از همه بالا تر بوده می گوید:
- برادرها بالاخره دعاهایمان مستجاب شد.